قهرمان ميرزا عين السلطنه

719

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هم در طهران به قدر آنكه نان خالى بخورد مواجب نمىدادند . حسام الملك حاكم كرمانشاهان شد . سابقهء دشمنى داشت ، خيلى او را دنبال كرد و صدمه زد . بيچاره از همه‌جا دستش كوتاه شد چند سوارى دور خود جمع كرده تا حفظ جان خودش را بكند . حسام الملك او را ياغى و طاغى به دولت قلم‌داد ظهير الملك را با هزار سوار به گرفتن او معين كرد . عباس خان هم يك دفعه مقابل شد . اگرچه پسرش را گفتند تلف شد ، ليكن با بيست سوار هزار سوار را شكست داد ، يعنى آنها جنگ نكرده ترسيده بودند . سى چهل نفر كشته [ شده ] است . دو ارابه توپ همراه سوارها بوده خودش جلوى توپ رفته دو نفر توپچى را كشته و توپ را آتش زده ، به يك قول گفتند ظهير الملك را هم گرفته ريش و سبيلش را تراشيده رها كرده . عباس خان هيچ وقت ياغى نبود . حسام الملك باعث اين كارها شد . هروقت اطمينان بدهند عباس خان خواهد آمد . آن قدر به عرض نمىرسند و به مردم ظلم مىشود كه اين كارها را بايد بكنند . حال امير نظام مىرود تا چه قسم رفع اين اغتشاش را بكند . مثل حمزه آقاى كرمانشاهانى « * » بكند يا طور ديگر . امير نظام قرآن مهر كرده به جهت حمزه آقا فرستاد . او مطمئنا و به خيال اينكه در امان است آمد . پس از ورود فورا گفت گرفتند و سرش را مثل سر سگ بريدند . حكومت ملاير براى ملاير ابو تراب ميرزا مىرود . اين فقره هم تفصيل دارد . حكومت را به محمد تقى خان مشهور دادند . روزى ابو تراب ميرزا خانهء محمد تقى خان بود گفته بود حكومت ملاير را امير نظام به من دادند ، الان مىروم حكمش را بگيرم . ابو تراب ميرزا به خيال مىافتد به اتفاق محمد تقى خان آنجا مىرود . آن روز عمل محمد تقى خان نمىگذرد . قرار فردا را مىدهد . محمد تقى خان بيرون مىرود ابو تراب ميرزا پانصد تومان علاوه مىدهد . شش هزار و پانصد تقبل مىكند . امير نظام فورا قبول مىكند . عضد الدوله و حكومت ! به عضد الدوله هم تلگراف كرده بود حكومت به من مرحمت شده . هرآينه مرا در پيشكارى خودتان قبول داريد ديگرى معين نشود . عضد الدوله جواب زده بود كمال رضايت را دارم و با كمال ميل به نيابت شما همدان خواهم ماند . امير خان سردار و عين الدوله به رگ غيرتشان به اصطلاح خورده كاغذ سختى نوشته‌اند اگر نيابت حكومت مىخواهى بكنى نايب پسرت بشوى بهتر است ، و الا كسى كه آنقدر محترم است و آنقدر مال دارد نبايد اين قسم حكومتها را قبول كند . در اين ضمن اموال و مكنت خودشان را نوشته بودند . عضد الدوله شخصا يكى از صاحب مكنتين است . هر پسرش داراى صد هزار [ تومان ] متجاوز ملك و مال مىباشند . شمس الدوله دخترش بىاندازه ملك و مال دارد . اما شاهزاده وضع آن دوره را بهتر مىداند و از همه عالم طماع‌تر و دنيادارتر

--> ( * ) حمزه آقا از طايفهء كرد بود و در قضاياى طغيان شيخ عبيد الله از ميان رفت .